سفارش تبلیغ
صبا

دین جوان
macromediaxtemplates for Your weblogList of Iranian Top weblogspersian Blogpersian Yahoo

نویسنده: سیمین فرزین 

   زرتشتیان به مدت پنج روز، از روز اَشتاد تا اَنارام از ماه خورداد در این زیارتگاه گرد هم می آیند و آیین دینی و سنتی خود را به جا می آورند. آورده اند که ایم مکان مقدس حیات بانو یکی از شاهدخت های ساسانی را در خود گرفته است.

   چوپانی در آنجا حیات بانو را به خواب می بیند که به او می فرماید تا پیرسبز را بنیاد گذارد.

   نیایشگاه پیرسبز یا چَک چَکو در 65 کیلومتری شمال غرب استان یزد در دامن? کوهی که به همین نام مشهور است، قرار دارد. پیرسبز در دامنه کوهی با شیب تند قرار دارد که برای رسیدن به نیایشگاه می بایست از پلکان های بسیاری بالا رفت. خیراندیشان زرتشتی ساختمان هایی را برای جای گزیدنِ همکیشان ساخته اند که به آن «خیله» گفته می شود.

   پیرانگاه یا جای نیایشگاه پیرسبز در بالاترین نقط? این زیارتگاه قرار دارد. پیرانگاه به شکل فرو رفتگی در دل کوه تراشیده شده و جای گرفته است. یک سویِ پیرانگاه، بر دیوار? سنگی کوه گیاهانِ سرسبزی چون سیاوشان، مورد و انجیر کوهی روییده اند. سرشک آب، چکه چکه از دیوار? کوه به آبدانِ سنگی که در زیر قرار دارد، فرور می ریزد و در آب انباری اندوخته می شود تا به نیاز مسافران و نیایش کنندگان برسد.

  

پیر چک چک 1

 

پیر سبز 2

 

پیر سبز 3


گفتار نیک()

نویسنده: سیمین فرزین 

   هر سال در روز اَشتاد از ماه خورداد زرتشتیان به زیارت پیرِ ستی پیر که به قلعه هستبندان نیز مشهور است، می روند نیایش و ستایش اهورامزدا و برگزاری مراسم دینی و سنتی از آداب زیارت این پیر است. آورده اند که شاهزاده شاهویر در آتشکده آذربرزین مهر در خراسان بر یکی از زندانیان نمایان می شود، او را بر اسب می نشاند و همان دم در جایگاه ستی پیر فرود می آورد و می فرماید تا ستی پیر را بنیاد گذارد.


گفتار نیک()

نویسنده: سیمین فرزین 

   در روز ششم از ماه خورداد، به مناسبت برخورد نام ماه و روز، جشنی ست به نام جشن خوردادگان، خورداد پنجمین امشاسپند است که در اوستا هَاُروَتات به معنی رسایی و کمال است. در جهان مینوی نشانه کمال و رسایی اهورامزدا است و درزمین نگاهبان آب می باشد، مراسم ویژه این روز این است که به شست و شو می پردازند و نیایش ویژه آب را به جا می آورند.


گفتار نیک()

نویسنده: سیمین فرزین 

   روز 26 بهمن (Valentine) در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با روز 29 بهمن که "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان "روز عشق" به این صورت بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند.
   ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلا جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمریکاییها هستند که به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها دنیا را تنها از دیدگاه و زاویه خاص خود نگاه می کنند. مردمانی که چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند که ملت های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریکاییها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند که عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از سایرین است. این موضوع در بررسی عملکرد آنان بخوبی مشهود است. بعنوان مثال در حالی که این روزها مردم کشورهای مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط می باشند، آمریکاییها تقریبا تنها به یک زبان حرف می زنند. همچنین مصرانه در پی اشاعه دادن جشن ها و سنت های خاص فرهنگ خود هستند.

   "اطلاع داشتن از فرهنگ های سایر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله کاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران،
   بی اینکه ریشه در خاک، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست که دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش کرده اند!

   برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن ملت نهاده شده است. اقوامی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، کسانی هستند که توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و اسطوره های باستانی خود را معرفی کنند و حیات خود را تا ارتفاع یک افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان حائز اهمیت است، عدد افراد یک ملت و تعداد سربازانی که در جنگ کشته شده اند نیست؛ بلکه ارزشی است که آن ملت در زرادخانه فرهنگی بشریت دارد.

   یه چیزم خودم اضافه کنم: یادتون باشه که ولنتاین یه مناسبت دینی برای مسیحیاست. تو آمریکا بهش میگن
Hallmark holiday که این Hallmark یه شرکتیه که کارت پستال تولید می کنه. منظور این که جنبه تجاریم داره برای اینا. جشن گرفتن ولنتاین اِند غرب زدگیه که هیچ، اضافه به اون چه طرفدار دین باشید چه طرفدار فرهنگ پارسی باید از جشن گرفتنش جلوگیری کنید. مخصوصا که سپندار مذگان فقط سه روز دیر تره و هنوز چیزای ولنتاین و میفروشن!!!

   پس چه تو ایران زندگی می کنید چه جای دیگه، جون اون کسی که تو این روز دوسش دارین فقط سه روز بیشتر صبر کنید و روز عاشقا رو ایرونی جشن بگیرید!

 

ولنتاین 1


گفتار نیک()

نویسنده: سیمین فرزین 

   آدریان تهران ساختمانی است که یادگاری از دوران شور مشروطه خواهی در ایران است. این ساختمان در فهرست سازمان میراث فرهنگی ثبت شده. با نهایت ناراحتی باید بگویم این ساختمان در حال نابودی است و هیچ نهادی حاضر به رسیدگی و ترمیم آن نیست؟! دیوارها و سر در آدریان واقع در خیابان میرزا کوچک خان بطور کامل نیاز به تعمیر و بازسازی دارد از آنجا که معماری آتشکده تهران بر مبنای معماری سنتی ایرانی شکل گرفته است نگهداری آن همتی بیشتر را میطلبد.

   با ورود به صحن حیاط جلوئی آتشکده، ترک خوردگی حوض آدریان و شکستگی اکثریت سنگفرش های کف حیاط و ریزش قسمت عمده بند کشی سنگهای نما دیوار حس تاسف شدیدی را به انسان تحمیل میکند. چرا تنها آدریان بهدینان در تهران باید چنین وضعی داشته باشد؟؟

   ساختمان اصلی آتشکده که در میان حیاط آدریان قرار گرفته است حال روز بهتری ندارد.بیشتر قسمت های حجاری شده نیاز به تجدید کنیتکس دارد و بند کشی ها ریخته و تعداد زیادی از سنگهای نما ترک خورده اند. با ورود به درون فضای آتشکده خرابی و نم دادن قسمت شرقی سقف آتشکده از داخل و پوسته شدن رنگهای آن که بصورت ممتد تا دیوار شرقی آتشکده ادامه دارد غم بزرگی را بر دل انسان مینشاند! چرا تنها مکان مذهبی زرتشتیان در تهران باید تا این حد رو به تخریب رود؟؟؟

   سادگی و بی آلایشی فضای درونی آتشکده انسان را به یاد نکته مهمی می اندازد، با اندود زر و نقره و زیور آلات طلائی و آینه کای های آنچنانی و ساختمانهای سر بفلک کشیده نمیتوان دین باوری را در میان مردمان زنده کرد.

   همتی بزرگ میطلبد زنده نگاه داشتن این ساختمان زیباو این مکان مذهبی ارجمند باید برای تعمیر و نگهداری آشکده تهران فکری اساسی بشود...


گفتار نیک()

لیست همه یادداشت های این وبلاگ
پیرهریشت
مراسم نوروزی
هفت سین
موسیقی زرتشت
به نام اهورا مزدا
[عناوین آرشیوشده]

فهرست
215321 :همه بازدیدها
6 :بازدید امروز
34 :بازدید دیروز
درباره خودم
دین جوان
مدیر وبلاگ : مهرداد شایگان[44]
نویسندگان وبلاگ :
بهرام اردشیریان[16]
سیمین فرزین
سیمین فرزین[10]
ویستا[4]
باربد آرین[2]

لوگوی خودم
دین جوان
لوگوی دوستان







لینک دوستان
تخت جمشید
پاسارگاد
تاریخچه ایران
اندیشه زرتشت و ایرانی
آذرپاد
ایران نامه
تاریخ ایران باستان
وطن یعنی نژاد پاک زرتشت
میترا
تارنگار خبری زرتشتیان ایران
اسفندگان
عکس های بازیگران سریال یوسف .جومونگ و...
صفحات اختصاص?
آوای آشنا

پهرست موضوعی نوشته ها
آدم . اَنگرَه مَینو . اهورامزدا . ایاسرم گاه . برابری شب و روز . بهدین . بهشت . پارسی . پیته شهم گاه . جهنم . حوا . دینیا ونگهویا . روح القدس . زرتشتی . زرتشتیان . سپَنتامَینو . گاتها . گاهان بار . گل . گهنبار . مزدا . مزدیسنا . مزدیسنی . میدیارم گاه . میدیوزرم گاه . میدیوشهم گاه . همس پت میدیم گاه .
بایگانی نوشته ها
سال 3747 زرتشتی
سال 3746 زرتشتی
سال 3745 زرتشتی
اشتراک